فرشته ی کوچولوی من
عزیز خاله امروز وقتی خواب بودی داشتم بهت نگاهت می کردم...مثل فرشته ها بودی...یه فرشته ی کوچولو که داره خواب های خوب میبینه....تو خواب لبخند می زدی...نمی دونستم خواب چی رو میدیدی ولی هرچی بود یه خواب خوب بود....هیچ کس از خواب های شما بچه ها خبر نداره... گاهی نصف شب،کابوس میبینی و بلند میشی یه عالم گریه میکنی...ولی هیچ کس نمیدونه که خواب های بد شما ها چیه... و وقتی از خواب بلند میشی تمام اون خواب های بدت فراموشت میشه و به شادی اون روزت ادامه میدی...ولی اینو بدون خواب های خوبت هیچ وقت فراموشت نمیشه... تو یه دل پاک و صاف داری بدون غصه،بدون گناه برای همین میگم تو یک: فرشته ای،فرشته ی کوچولوی من ...
نویسنده :
خاله پگاه
14:03










